مبحث

گذر گاه عافیت

مبحث

گذر گاه عافیت

چگونه با نشاط باشیم

 از اظهار دلتنگی پرهیز کنید.
هیچ یک از ما نمیتواند ادعا کند که عوامل دلتنگی آور پیرامون او وجود ندارد. دلتنگیگاه علت آشکار دارد و زمانی ناآشکار. با علت‏های آشکارش میتوان مبارزه کرد ولی عوامل ناآشکار، شناخته نمیشود تا برطرفشان کرد. دلتنگی از یک نظر عامل اندیشه در کارها، یقین به بیارزشی دنیا و فریفته نشدن به آن است؛ اما زمانی که از حالت زود گذر به شکل پایدار در آید، پدیده‏ای ویرانگر است. سفارش به انجام دعا و تعقیب نمازها یکی بدان سبب است که معانی آن دعاها، مانع از پایداری دلتنگیهای ویرانگر است. نمازگزاری که در پی عبادت خود چنین زمزمه کند، با دلتنگی انسی نمییابد: خدایا به درستی که آمرزش تو امیدبخش‏تر از کردار من است و رحمتت وسیع‏تر از گناه من. بار خدایا، اگر من اهل و شایسته برای دریافت رحمت و مواهب تو نیستم، رحمت تو بسی اهل و شایسته است که مرا فرا گیرد. ای پوشنده عیب‏ها و ای شنونده شکوه‏ها! ای آن که درگاهش برای جویندگان گشاده است! ای مهربان، روزی بخش، دادرس، یکتای بیهمتا، رفیق همراه و...!
آن دلتنگی که از حالت زود گذر به شکل پایدار چهره تغییر میدهد، نوعی است که فرد خود آغازگر و تقویت کننده آن است. بدین شیوه که پیوسته از درون به خرده‏گیری از خویش میپردازد و یکایک قوایش را به محاکمه میگیرد؛ خود را برای هر کار ناموفقش ملامت میکند و نارسایی و ناکامیاش را بزرگ جلوه میدهد. به همین سبب همیشه پیرامونش را تار و سرانجام کارهایش را تباه و بینتیجه میپندارد.
بدانید که آغاز بیش‏تر افسردگیهای مرموز، دلتنگیهای ساده بوده است. پس تصمیم بگیرید تا آن جا که ممکن است ذهن و اعصاب خود را در اختیار دلتنگی قرار ندهید که پس از مدتی در اعماق جانتان لانه میکند و آن‏گاه دیگر به سادگی شما را ترک نمیکند تا آرام آرام یکایک نیروهایتان را مرموزانه فرسوده کند. گرفتاریها و مشکلات را ورزشگاه پرورش نیروهای نهفته خود قرار دهید نه سببی برای تعطیل کردن فعالیت‏ها. تا شما در مسیر خود با موانع و مشکلات روبه رو نشوید، بخش عمده قدرت تجزیه و تحلیل مغزتان به کار نمیافتد و درون مایه شکیبایی و دوراندیشیتان هویدا نمیگردد. زمانی که شما در هر گفت‏وگوی دوستانه یا خانوادگی از مشکلات و کاستیها و ناکامیهایتان سخن میگویید، افزون بر این که دیگران را دلسرد و دلتنگ میکنید، از درون به جنگ سلول‏های مغز و اعصابتان رفته‏اید و آن‏ها راخسته و فرسوده کرده و توان انجام کار را، با رفتار خود، از دست داده‏اید. 
رویدادها ( فرایند مداری یا نتیجه مداری ) کدام ؟ 
آیا شما فکر میکنید زندگی سراسر تحمل دشواری است؟ آیا هیچ کس شما را دوست ندارد؟ آیا شما در کارهایتان پیوسته دچار بد اقبالی میشوید؟ آیا گمان میکنید به سبب نوعی ناتوانی جسمی یا ذهنی پیشرفتی نخواهید کرد؟
پاسخ این پرسش‏ها را جز خود شما کسی تعیین نمیکند. تصمیم با شما است که برای این پرسش‏ها چه پاسخی  دارید.  زیاده نیست اگر بگوییم ما هر طور میاندیشیم، برایمان رخ خواهد داد. هر چند هیچ نمیتوان سهم عوامل جانبی تأثیر گذار بر زندگی ما را نادیده گرفت، مهم‏ترین سهم را ذهن خود ما رقم میزند. همه رفتارهای ما از ذهن فرمان میگیرد. کسی که از درون ذهن خویش، برای خود موفقیتی را روا نمیداند، عوامل بیرون از وجودش برای نیل او به موفقیت کمکی به وی نمیکند. اگر زمینه‏ای نیز برای او فراهم شود، ناپایدار است. گویا همه عوامل بیرونی منتظر خود مایند که به آن‏ها چه فرمانی میدهیم. اگر کسی زندگی را «سراسر تحمل دشواری» تعریف کند یا بپندارد که همیشه دچار بد اقبالی است، گویا همه پدیده‏ها همین گونه که او  میا ندیشیم  تنظیم میشود؛ درست همانند ساعتی که آن را برای زنگ زدن در ساعت معین، تنظیم میکنند.
وقتی شما به سبب نوعی ناتوانی جسمی یا ذهنی راه بسیاری از موفقیت‏ها را بر خود بسته بدانید، گویا همه چیز همان طور خواهد شد که شما احساس میکنید. روان شناسان این پدیده را «جادوی ذهن» میخوانند. آن خوش‏بینی که در گفتار پیشوایان آسمانی مورد سفارش جدی قرار گرفته است تنها ویژه «خوش‏بینی به رفتار دیگران» نیست. همه ما باید به استعدادهای درونی خویش خوش‏بین باشیم. خود راناتوان از به دست آوردن هیچ موفقیتی نپنداریم. با تخیّلات منفی، سد راه موفقیت خود نباشیم و بیسبب عوامل بیرونی تأثیرگذار بر موفقیت‏های خود را، با افکار اشتباه و مأیوسانه، بر ضد خود بسیج نکنیم.پس تصمیم با خود شما است که چگونه آینده را رقم زنید. 
در هر موقعیت که قرار گرفتید قدرشناس آن باشید.
به درستی معلوم نیست چرا گروه بیشماری از مردم همیشه در جست‏وجوی لذت‏هایی هستند که قرار است به احتمال در آینده بدان دست یابند. آن‏ها خود را مسافرِ مقصدی میدانند که لذت هایش را فقط در مقصد به مهمانانش هدیه میکند. غافل از آن که لذت سفر، در طول سفر است نه فقط هنگام رسیدن به مقصد؛ به ویژه آن که در خیلی از سفرها در مقصد لذتی نهفته نیست و شادکامیهای بین راه است که مسافرت را لذت‏بخش میکند. پس بیایید در هر موقعیت که قرار گرفته‏اید قدرشناس آن باشید. همه شادیها در آینده موهوم جای ندارد. امروز نیز آینده دیروز است که باید سپاسگزار نعمت‏هایش بود. اگر در کنار پدر و مادر زندگی میکنید یا میان دوستان، در سال‏های آغاز تحصیل هستید یا پایان آن، موقعیت اقتصادی متوسطی دارید یا ندارید، همه را آن گونه که انتظار میرود قدر بدانید. اگر قدرشناسی بخشی از جهان‏بینی شما قرار گیرد، خواهید دید که همه چیز برایتان دلچسب و شادی آور میشود. مطمئن باشید، با وجود این خصیصه، عوامل ناخوشایند زندگی بر شما پیروز نمیشود و به تدریج خواهید دید که در همه زمینه‏ها تحولات چشمگیری برایتان پدید خواهد آمد.
هرگز این قانون طبیعت را از یاد نبرید که «در زندگی سپاس هر نعمت را که به جای آورید، بیش‏تر در خدمتتان قرار میگیرد و آن‏گاه با نیروی آن بهتر میتوانید با ناملایمات مبارزه کنید یا دست کم با آن‏ها به سازگاری برسید.» از وضع خود و خانواده و محیط و استاد گله‏مند نباشید. کوشش برای بهتر سازی این امور به مفهوم گله‏مندی از آن‏ها نیست. پدیده‏های پیرامون ما نیز، همانند اشخاص، خوب در مییابند که شما سپاسگزار وجود آن‏هایید یا ناسپاس. به فرموده خدای متعال: اگر شیوه سپاسگزاری پیش گیرید، بر [نعمت‏های] شما افزوده میگردد و اگر ناسپاس باشید، عذاب الهی شدید است (سوره ابراهیم، آیه 7 ) بیشتر  افراد از احسان و محبت به کسی که قدرشناس محبت نیست، دریغ دارند هر چند وی از دیگر امتیازات اخلاقی برخوردار باشد. به عکس به فردی که از میان همه امتیازات فقط قدرشناسی را پیشه خود کرده است، خرسندترند و از هر گونه احسان و محبت به وی دریغ نمی ورزند.

مهارت گوش دادن چیست و چگونه آن را در خود تقویت کنیم؟

مهارت گوش دادن چیست و چگونه آن را در خود تقویت کنیم؟ چاپ ایمیل


آدمی در قرن حاضر به توانایی‌های متعددی نیاز دارد که هر کدام می‌تواند به نوعی در روند زندگی و کار او تاثیرگذار باشد. از این میان، توانایی‌ برقراری ارتباط و ایجاد مناسبات اجتماعی از جمله مهمترین مهارت‌هاست. همه ما در هر پست و منزلت شغلی، مطمئناً با افراد زیادی روبه‌رو هستیم که شاید نیمی از زمان حضورمان در اجتماع به آنها اختصاص دارد و مهمترین پل ارتباطی میان ما از طریق «گوش دادن» صورت می‌گیرد.
در مهارت گوش دادن چنان قدرتی نهفته است که به واسطه آن می‌توان از بسیاری از موانع گذشت، افراد زیادی را در اختیار داشت و در انزوای ناخواسته روزگار نو درگیر نماند. در این نوشته تلاش شده راهکارهایی در باب گوش دادن موثر بیان شود تا قدرت پنهانی این مهارت آشکار گردد.

هر نکته به شکلی بیان شده است که شما می‌توانید با توجه به نوع عملکرد خود در حین گوش دادن و شناسایی نقاط ضعفتان در این زمینه، جمله‌ای را که توجه به آن منجر به قوت توانایی گوش دادن در شما می‌شود انتخاب کرده و روی یک برگه نوشته و در مکان مناسبی که در معرض دیدتان باشد، قرار دهید. به این ترتیب با مراقبت از رفتارتان و توجه بر نکته یاد شده می‌توانید به سرعت به مهارت گوش دادن در خود قوت بیشتری ببخشید. در حالت کاملاً عادی، گوش کردن بیش از هر فعالیت دیگر زمان بیداری فرد را به خود اختصاص می‌دهد. مطالعه بر روی افراد شاغل در زمینه‌های متفاوت، نشان داده است که 70 درصد لحظه‌های بیداری افراد به برقراری ارتباط می‌گذرد. از این زمان نوشتن 9 درصد، مطالعه 16 درصد، صحبت کردن 30 درصد و گوش کردن 45 درصد را به خود اختصاص می‌دهد. اما با این وجود، متاسفانه فقط عده معدودی از افراد شنوندگان خوبی به شمار می‌روند. محققان مدعی‌اند که حتی در سطوح اطلاعاتی خاص و وقتی که شنونده برای کسب معلومات گوش می‌دهد نیز 75 درصد ارتباط کلامی نادیده گرفته می‌شود، اشتباه درک می‌شود و یا به سرعت فراموش می‌شود. توانایی گوش کردن، برای درک معنای عمیق آنچه افراد می‌گویند، از این هم نادرتر است و شاید بر همین اساس بوده که نقل می‌کنند حضرت عیسی(ع) فرمود: اگر چه یک گوش تو کاملاً شنواست، اما گوش دیگرت ناشنواستبیشتر اوقات حرف‌های گوینده از یک گوش وارد می‌شوند و از گوش دیگر خارج می‌شوند. در جامعه ما یکی از دلایل عمده گوش کردن نامناسب، آن است که بیشتر ما آموزش مقدماتی بسیار عمیقی را برای گوش نکردن دریافت می‌کنیم. در دوره پیش‌دبستان، تاکید والدین به توجه نکردن به آنچه خوب نیست و در سال‌های اولیه تحصیل پرداختن و تاکید صرف بر خواندن، از سویی دیگر آغاز الگوبرداری ما از همان سال‌های نخست کودکی از بزرگترهایی که خود هرگز درست گوش نمی‌دهند همه از جمله عوامل یاد دهنده گوش نکردن هستند. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که عدم استفاده صحیح از این مهارت، موجب ناتوانی افراد در حل مشکلات اعم از خانوادگی و یا شغلی می‌شود. اما این مهارت نیز همچون سایر مهارت‌ها، کسب کردنی و آموختنی است، کافی است به برخی نکات و اصول لازم در این خصوص توجه و عمل کنیم تا از نیروی حاصل از آن در پیشگیری از مسائل و حل مشکلات موجود و نیز برقراری روابطی سازنده بهره‌مند شویم. از جمله این نکات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد. این نکات ساده در قالب جملاتی بیان شده است که توجه به آنها در رفتار عملکرد موجب تقویت گوش دادن فعالانه و موثر می‌شود.

در حین رویارویی با هر مراجعه کننده‌ای اعم از همکاران و یا اعضاء خانواده‌ام تا زمانی که کاملاً متوجه موضوع نشده‌ام، زمان گفت‌وگو را به بعد موکول نمی‌کنم.

در طول صحبت کردن طرف مقابل، مشغول قضاوت و ارزش‌گذاری کلام او در ذهن خودم نیستیم.

بدون پیشداوری و فارغ از شنیده‌های قبلی‌ام به سخنان طرف مقابل گوش می‌کنم.

به این ترتیب ذهن من با نگاهی تازه به تحلیل مسئله مورد نظر می‌پردازد.

بعد از اتمام حرف‌های طرف مقابل به خودم فرصت فکر کردن می‌دهم.

من مجبور نیستم بلافاصله تصمیم بگیرم و یا چیزی بگویم.

کوتاه و روشن سخن می‌گویم تا فرصت لازم برای درک کلامم و نیز صحبت کردن از طرف مقابل وجود داشته باشد.

برای ذکر مصادیق در حرفهایم از خاطرات دور و دراز خود که تعریف آنها زمان زیادی صرف می‌کند و رشته کلام را نیز از هم می‌گسلد، پرهیز می‌کنم.

در حین گفت‌وگو با حرکات سر و کلمات مناسب تمایل و علاقمندی خود را به شنیدن نشان می‌دهم.

در طول گفت‌وگو تلاش می‌کنم که اصل کلام و منظور طرف مقابل را درک کنم و به برداشت ذهنم اکتفا نکنم.

می‌دانم خشم مانع فهم درست معانی خواهد شد، بنابراین در این زمان تلاش می‌کنم با سکوت بیشتر و توجه به بیان و احساس گوینده موجب کنترل خشم در خود شوم.

در مواقعی که احساس می‌کنم دقیقاً متوجه منظور طرف مقابل خود نشده‌ام، با جملات واضح‌تر و با استفاده از کلمات گوینده سوال می‌کنم.

تا حد امکان سخن گوینده را قطع نمی‌کنم. اما اگر از نظر زمان در تنگنا باشم، این مورد را با لحن مناسبی مطرح می‌کنم و حتماً قرار گفت‌وگوی بعدی را معین می‌کنم.

در هنگام شنیدن با بدنی مایل به جلو و در فاصله‌ای مناسب رودرروی طرف مقابل قرار می‌گیرم و با وضعیتی گرم و پذیرا، هشیاری همراه با آرامش خود را به او انتقال می‌دهم.

در حین گوش دادن سعی می‌کنم عوامل محیطی مزاحم را به حداقل برسانم مثلاً تلویزیون و رادیو را خاموش کنم، گاهی حتی تلفن را قطع کنم و یا در را ببندم.

در گفت‌وگو با طرف مقابلم سعی می‌کنم سؤالات کمتری بپرسم تا او وقت بیشتری برای سخن گفتن داشته باشد و هدایت مکالمه به دست او باشد.

در صورت نیاز به پرسش، از سؤالات باز استفاده می‌کنم، یعنی سؤالاتی که به پاسخی بیشتر از یک کلمه احتیاج دارند.

همواره به ارزش سکوت در گوش دادن فکر می‌کنم و می‌دانم که نقطه آغاز فرد، سکوت و گام دوم آن گوش دادن است.

در هنگام سکوت به سخنان طرف مقابلم می‌اندیشم و سعی می‌کنم احساس او را بفهمم.

می‌دانم که زمانی باید ساکت بود و زمانی باید سخن گفت و من مراقب هستم تا سکوت نامطلوب میان ما ایجاد نشود.

تظاهر به فهمیدن نمی‌کنم و هر زمان که به هر علت مثل خیال‌پردازی و فکر کردن به آنچه او قبلا گفته بود، متوجه باقی حرفهای او نشدم، از او می‌خواهم که سخنش را تکرار کند.

می‌دانم گفتن این جمله که «دقیقا می‌دانم چه احساسی داری» مانع سخن گفتن او می‌شود. بنابراین تلاش می‌کنم که همراه او باشم.

همدلی گوش دادن با قلب و سر است، بنابراین گرمی و صمیمیت و تن صدا و نحوه بیان من می‌تواند همدلی مرا نشان دهد.

فراموش نمی‌کنم گوش دادن فعالانه گاهی تنها کاری است که در کمک به برخی از افراد برای رسیدن به حل مشکلاتشان لازم است، بنابراین گوش کردن من گاهی بسیار موثرتر از ارائه راه‌حل یا تلاش برای مشکل‌گشایی است

نویسنده : سلیقه دار، لیلا 

دانشگاه پیام نور اتریش میزبان ایرانیان خارج از کشور

 محمد رضا شریف کاظمی از مسئولین دفتر نمایندگی دانشگاه پیام نور اتریش در  بازگشت از سفر به  اتریش و در بازدید از فضاهای  آموزشی  دانشگاه پیام نور  در وین  از  آمادگی برگزاری کلاس رفع اشکال و ثبت نام ایرانیان مقیم یاد کرد ند که عنوان رشته‌های  ثبت نامی به زودی اعلام می گردد.. 
  البته این اولین  دانشگاه ایرانی  است که به نام دانشگاه پیام نور در این کشور راه اندازی می شود  و تا به حال در تاریخ کشور ما بی سا بقه بوده که  امکان تحصیل با مدرک مورد تایید وزارت علوم ایران و دانشگاهی  که اعم از دانشجو، استاد و کارکنان در کنار هم در یک رقابت فرهنگی و علمی  شرکت داشته باشند و این در تاریخ  دانشگاهای ایران بی‌سابقه است.   مسئولین دانشگاه پیام نور  وین در پاسخ به این سئوال که این  فرایند آموزشی چقدر طول می کشد و از چه تاریخی برگزار می‌شود، اظهار داشتتند در حال بررسی شرایط نهایی کار هستیم  دانشگاه پیام نور  هم با توجه به  مقررات و امکانات برای  برگزاری کلاس تلاش می کند. مجوزها سریع تر صادر شود و دانشجو  بگیریم.  وی  خاطرنشان کرد:  شعاری که ما دنبال میکنیم "تحصیل راحت " است و بعد "تایید مدرک توسط وزارت علوم"  به این دلیل که امکان ادامه تحصیل برای عزیزان چه در داخل ایران  چه در دانشگاهای خارجی مهیا باشد تعداد زیادی از دانشجویان با صرف هزینه و وقت در کشور های مختلف تحصیل کردند ولی مدارک آنها در ایران قابل ارزیابی نیست و این یعنی هدر رفتن سرمایه انسانی  و وقت  با توجه به نامگذاری امسال به نام اصلاح الگوی مصرف با عنوان «با تحصیل در پیام نور، الگوی مصرف وقتتان را اصلاح کنید» است. 
نماینده دانشگاه پیام نور  وین نیز تصریح کرد: در حال حاضر برنامه بازدید از  مکان و برنامه‌ریزی اسکان و تشکیل کمیته‌های اجرایی و کمیته‌های برگزاری کلاس را انجام داده‌ایم. و حدود ۳۰ داوطلب برای ثبت نام اعلام آمادگی کرده اند که امیدواریم بحث های اداری سریعتر تمام شود تیم اجرایی برای راه اندازی تماما از افراد خبره و با تجربه انخاب شده اند ودارای تجارب علمی آموزشی و اجرایی در سطوح مختلف می باشند این نیز یکی دیگر از ویژگی های این دانشگاه بشمار می رود چرا که این تیم تجربی همراه دانشجو قدم به قدم حضور دارد و در پاسخ به سئوالی مبنی بر تماس برای دریا فت اطلا عات چگونه است اشاره داشتند ظرف هفته جاری آدرس وشماره تلفن تماس اعلام می گردد . 

فرهنگ عمومی بیرجند

                       

تَاریکا                     دلتنگ

تاس                        کاسه

تَلخْگْ                    کمی تلخ

تِلْ تِلْ                     صحبت بیهوده و زیاد

تُلُپَسْ(تَلَپَسْ)           حرف ندا

تِلِکَسْتْ                  حرف ندای شکستن

تَلَبگار                     طلبکار

تِلِنْگْ                      هل دادن

تَمُو                         شلوار

تِنْگْ طلا                  خوب وتندرست،عالی

جُنِوار                      توان، قدرت

جُوزْ                         گردو

چپی گری                 شلوغ کردن،فضولی

چرخ زدن                 جستجو کردن

چَغوک                     گنجشک

چَیی                       چای

خُسُرْ                       پدر زن

خُسُرْبَره خُسُروَره       برادر زن

خَش                       مادر زن

خُلِ اَتِش شرور          خیلی فضول

خَلا                        توالت

خِلَشِه                     خار

خَلو                        دایی

دَپُر کردن                 قفل کردن ، بستن

دَخُو                        در حال خواب

دُرْباخ                       سلامتی

دَرُدُو                        اطراف

دِرِزْگ                      کمی خیس شدن

دِرِزْگیدن                  لرزش ناشی از ترس

دَکِشال                    نوعی حمل کردن

دِلَنْگو                      آویزان

دَلُنِه                        سالن ورودی منزل

دُماق                       بینی

دِنْدُو                        دندان

دَنْگْ او                    مقدار(آب)

دوشینه                   دیشب

دُول                        سطل

دولَخ باد                   بادشدید همراه گرد و غبار

دوودوو                    خواهر

دیکُو                       مغازه

رِز کردن                  حمله ورشدن حمله کردن

رِسمُو                      طناب

رَم                         دلسوزی

شِرِنی                      شیرینی

شِقْ                        تیپ و قیافه

شِکَفْتِه                    آبنبات ،نوعی قند

شَلْته                      موج کوچکی از آب

شُنْدُو                      خط شروع

شُنْگُلْ                     انگشت

شُو                          شب

شَیْنَکْ                    پرنده شاهین

چند نما از آداب و سنن بیرجند


چند نما از آداب و سنن بیرجند
                    

                            چرخ ریسندگی

                                                         چرخ ریسندگی قدیمی

                                 مرد قالی باف

                                           مرد قالی باف در مود بیرجند

                                زندگی ایلی درخراسان جنوبی

                                           نمایی از زندگی ایلی در خراسان جنوبی

                               یک بنای قدیمی

                                              نمایی از موزه شوکت آباد بیرجند

 

فرهنگ عمومی بیرجند

صُبْ پِکَه                 سحر

طَقَرْچِه                   نوعی ظرفی سفالی برای درست کردن غذا

طَیارِ                        حرف ندای ابهام آمیز

عِنْدو                       خارش

قَشُقْ                       قاشق

قُلْ آمدن                بجوش آمدن

کُتِه                         کتک

کُجِه                        کجا

کَچی شیر              نوعی غذایی محلی

کَدو                         کدامیک

کَرْبِلَیْ                     کربلایی

کِرِه                          به صرفه بودن

کِشْمُو                      مزرعه کوچک ،زمین زراعتی

کَفْتَرْ                        کبوتر

کفْگیربره                نوعی مَلاقه

کُکْ                         کبک

کَلْپوره                    نوعی داروی گیاهی برای دردشکم

کُلُمْبَه                     چاق ، فربه ، سمین

کَلُو                          بزرگ

کَلوخ                       ریگ ازجنس خاک

کَله پُرْْبَدی             بیماری اُریُن

کَموک                     مقداری کم

کَنْدال                     حفره، چاه

کُندِرِشک              آرنج

کیک                       کَکْ

گُرْجِه                      گوجه فرنگی

گُشْنِه                      گرسنه

گُمَیی                      کم پیدایی

گوشَدار                  گوش کن

لَخَبورگ                 سوسمار

لََخْشُوک                 لیز

لِفْتْ دادن               دیر کردن

لِنگْ                        پا

لُو                             لب

لُوچْ                         لپ

مُ                             من

مَتُو                          شب مهتابی

مَجْمِه                      سینی بزرگ

مَرِضا                       محمدرضا

مُسْتَراب                 توالت

مَسِیْ                       محمدحسین

مُشَتِه                      آرایشگر

مَعتَلْ                       منتظر شدن

مَعْدَلی                    محمدعلی

مُغْریبُنْگْ               صبح زود، سحرگاه

مِنَدَری خُو              می پنداری که

مُنْده                       خسته،باقی ماندن

مورِشْکْ                 مورچه

موسی کوتقی         نوعی پرنده شبیه کبوتر

مِه مِه                      مامان

مَیُم                         می خواهم

میُمْ                         می آیم

مینی                      می بینی

مَیِه دار                   پولدار

مَیی                        می خواهی

نَزِوال                       ناسازگار

نِشْ                          دهان

نَلی                          تشک ، تخت خواب

نُماشُمْ                      بعد ازظهر

نَموک                       مقداری کم

نِمَیه                         نمی خواد

نِمَیی                       نمی خواهی

نَنِه                          مامان

نُو                             نان

وِرْ ورْ                       صحبت زیاد

وَرْمالیدن                 بالا زدن

وَشوریده                 عاشق

هَمیدَم                    الان

هُنِه                          بگذار

هِنْدُنِه                     هندوانه

هُنْْْشی                    بنشین

یک متن خواندنی

گاو ماما میکرد ، گوسفند بع بع میکرد ، سگ واق واق میکرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی ؟ شب شده بود امّا حسنک به خانه نیامده بود . حسنک دوستان زیادی داشت و مدتها بود که به خانه نیامده بود . او به شهر رفته و در آن جا شلوار جین و تی شرتهای تنگ به تن می کند . او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلو آینه به موهای خود ژل می زند . موهای حسنک دیگر مثل پشم های گوسفند نیست چون او به موهای خود کتیرا می زند .

دیروز که حسنک با کبری چت میکرد کبری گفت : تصمیم بزرگی گرفته است . کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون با پتروس چت میکرد .

پتروس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و چت میکرد . پتروس دید که سد سوراخ شده امّا انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود . او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند . پتروس در حال چت کردن غرق شد و برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود امّا کوه روی ریل ریزش کرده بود .

ریز علی دید که کوه ریزش کرد امّا حوصله نداشت چون سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را درآورد . ریزعلی هر چند چراغ قوه داشت امّا حوصله دردسر نداشت ، قطار به سنگی برخورد کرد ، کبری و مسافران قطار مردند ولی ریز علی بدون توجه به خانه بازگشت .

خانه مثل همیشه سوت و کور بود ، الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او مهمان خوانده هم ندارد چون حوصله مهمان ندارد زیرا پول ندارد شکم مهمان را سیر کند .

او در خانه تخم مرغ و پنیر فراوان دارد امّا گوشت ندارد . او کلاس بالا و فامیل های پولداری دارد . او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت الاغ فروخت امّا او از چوپان دروغکو گِله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد .

به همین دلیل دیگر در کتابهای دبستان آن داستانهای قشنگ وجود ندارد .

فهرست مشاهیر بیرجند

بیرجند۳

تاریخ بیرجند

علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد، بنا به روایتی ، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است .اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوشهای به عمل آمده از قلاع دختر در "بند دره" و "قلعه دره"، و نیز کتیبه به‏دست آمده از کال جنگال در روستای ریچ از توابع خوسف، "تخته سنگ لاخ مزار" واقع در روستای کوچ ، سنگ نگاره و کتیبه‏های پهلوی اشکانی در دره "استاد تنگل"، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد.

همچنین علاوه بر وجود گورستانهای زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکده‌های سفلی و علیا .[۶] که دال بر قدمت تاریخی این منطقه‌است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، کوچ، چنشت، ریچ، جمشیدآباد و ...

کشفیات اخیر باستان‏‌شناسان در منطقه بیرجند حاکی از این است که نواحی مزبور علاوه بر اینکه محل سکونت یا معبر انسان‌ها در پیش از تاریخ بوده، رد پای قوم ساگارتی یکی از اقوام کوچ ‏نشین پارسی را نیز در خود به یادگار گذاشته‌است که نمونه بارز آن کهن‏‌ترین اثر کشف شده بیرجند به نام سنگ‏ نگار لاخ مزار کوچ می‏باشد که بر آن نقوش پیش از تاریخ، علائم پیکتوگرافی یا تصویری و کتیبه‏های خط عربی نیز به چشم می‏خورد.

در عهد ساسانیان این منطقه ولایتی آباد و دارای روستاهای حاصلخیز بوده‌است که مردمانی با استعداد و سلحشور داشته و همیشه مایه دلگرمی حکومت و منشأ قدرت در این منطقه بوده‌‏اند که به پشتیبانی آنان پیروزی‏هایی به دست می‏آورده‏اند.

احتمالا یاقوت حموی اولین جغرافیدانی است که از «بیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کرده‌است. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران, انگور, میوه و اندکی غله به دست می‌آمده‌است.

در نوشته‏های دوره صفویه گفته شده که قهستان ولایتی است با مردمی فهیم و صاحب فراست که از آنجا شاعران و نویسندگان و عالمان زیادی برخاسته‏ اند. بیرجند دارالملک قهستان بوده و خانه‏های آن بر روی تپه‏ ماهور بنا گردیده‌است.

در اواخر دوره صفوی و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه , بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی , بیرجند که در مسیر عمده ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان, جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند.

در سال ۱۲۵۴ خورشیدی، مک گرگور درباره شهر بیرجند مطالبی نوشته و شمار خانه‌های شهر را سه هزار باب ذکر کرده‌است. در سال ۱۲۷۳ خورشیدی، ادوارد ییت گزارشی درباره تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز جمعیت ۰۰۰ ۲۵ نفری آن داده‌است.

سرپرسی سایکس در سفر خود به منطقه , از کوههای معین آباد (ظاهراً همان میناباد)، امیران ناحیه قائنات, محصولات زراعی بویژه زعفران و زرشک و ابریشم، قالی بافی ساکنان منطقه و مذهب آنها و نیز شهر بیرجند ـ که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته ـ مطالبی آورده‌است.

لمتون نیز در سالهای قبل از ۱۳۲۹ خورشیدی به وضع مالکیت اراضی و قنات‌های قائنات و نیز نظامهای آبیاری در آبادیهای پیرامون بیرجند اشاره کرده‌است.

 گویش بیرجندی

گویش یا لهجه بیرجندی از گویش‌های فارسی نو است که مانند گویشهای دیگر به نسبت زبان رسمی کمتر تحول پذیرفته و از اینرو بسیاری از ویژگی‌های فارسی کهن را نگه داشته‌است. محمود رفیعی در مقدمه واژه‌نامه گویش بیرجند می‌نویسد که چون بیرجند در نزدیکی کویر و در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده، در گذر تاریخ کمتر مورد تاخت و تاز و هجوم قرار گرفته و در نتیجه گویش آن نیز پاکیزه و دست نخورده باقی مانده‌است.


 فرهنگ و آموزش

مراکز علمی و فرهنگی جدید از مدارس علمیه نشأت گرفته ‏اند و در این میان اهمیت مدرسه معصومیه که سابقهٔ بیش از هزار سال دارد و محل تحصیل اغلب مشاهیر بیرجند بوده قابل ذکر است. هم ‏اکنون در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند.

مدارس جدید در شهرستان بیرجند زودتر از سایر نقاط کشور تأسیس شد. مدرسه شوکتیه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی پس از تأسیس دارالفنون تهران و رشدیه تبریز , به همت امیر شوکت‌الملک علم, حکمران وقت در بیرجند تأسیس شد و به دنبال آن , دبیرستان شوکتیه و مدارس خضری دشت بیاض, نهبندان، سربیشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتی افتتاح گردید.

در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند.

آموزش و پرورش بیرجند هم‏ اینک با بیش از ۹۰ سال عمر با برکت بیش از یکصدهزار نفر دانش‏ آموز را تحت تعلیم و تربیت دارد. وجود ۴ اداره مستقل آموزش و پرورش در شهرستان بیرجند با بیش از ۷۰۰۰ نفر پرسنل، مرکز آموزش عالی فرهنگیان، مراکز تعلیم و تربیت، پژوهشکده معلم و... آموزش و پرورش این شهرستان را به قویترین آموزش و پرورش استان خراسان (پس از مشهد) تبدیل کرده بود.

 آموزش عالی

بیرجند به عنوان قطب دانشگاهی شرق کشور از امکانات آموزش عالی خوبی برخوردار است. در ۱۳۵۴ شمسی, در مجموعه موقوفات علم , موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس شد و در ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی, فیزیک و شیمی, کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.
در حال حاضر ۱۴ هزار دانشجو در ۱۱ دانشگاه و مرکز آموزش عالی مشغول تحصیل میباشند که بالاترین تورم دانشجویی در سطح کشور را به خود اختصاص داده‌است. بدین معنی که به ازای هر ۹ نفر شهروند بیرجندی یک نفر دانشجو وجود دارد. از جمله مراکز آموزش عالی در بیرجند می‌توان از:

در باره نام بیرجند ۲

نام بیرجند

نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت‌های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده‌است.

پنج وجه تسمیه برای بیرجند بیان شده‌است.

  • بیرجند یعنی نصف شهر/نیم شهر
  • بیرجند یعنی شهر بلند
  • بیرجند یعنی شهر چاه
  • بیرجند یعنی شهر طوفان
  • بیرجند یعنی برزن

آقای رجبعلی لباف خانیکی در مقاله خود تحت عنوان "تأملی در نام بیرجند"، بیرجند را مرکب از دو جزء "بیر" و "جند" می‏داند. "بیر" در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و "جند" که معرّب "کند" است به زبان فرارودی به معنی مکان و شهر آمده‌است. با توجه به نامهای مناطق و شهرها در خراسان بزرگ ، مانند تاشکند، خجند، سمرقند و ...، این وجه تسمیه درست تر به نظر می‌رسد.